تبليغاتX

شهر قصه های من
شهر قصه های من
دیدی آخرش تو تنهام گذاشتی ؟

عزيزترين ، مهربانترين ! در كدامين فصل مرا به فراموشي سپردي ؟ به كدامين راهزن، بار سفرمان را بخشيدي ؟ به كدامين رهگذر تازه ، مرا فروختي  ؟ من؛ از فصل برگريزان نيامده بودم! من؛ از شاخه هاي درختان بي برگ، از اندوه دلتنگي يك روز از كمين خورشيد پشت ابرها نيامده بودم ! من از میان غمها و تنهایی هایم با تو همسفر شدم

2 نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 0:1  توسط حامد تنها  | 

تولدی غم انگیز
حذف شد
2 نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 23:30  توسط حامد تنها  | 

حذف شد

آرزومند آرزوهایتان

2 نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 11:14  توسط حامد تنها  | 

چه فرقی می کنه ؟

حذف شد

2 نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 3:1  توسط حامد تنها  | 

خداحافظ ..... همین حالا !!!
حذف شد

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 3:38  توسط حامد تنها  | 

روز عشق و عاشقی

حذف شد

2 نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 1:28  توسط حامد تنها  | 

بعد از یک ماه
حذف شد

2 نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 1:45  توسط حامد تنها  | 

مبارک باشه
حذف شد

2 نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 23:23  توسط حامد تنها  |